شگفتی های خندیدن و خنداندن
در بیشتر اجتماعات انسانی بهویژه ایرانیان، خنده، کنشی مقبول و پسندیده است و ضربالمثلهایی چون «بخند تا دنیا به رویت بخندد» را میتوان ژرفای توجه هممیهنان باریکاندیش، به این موهبت الهی دانست. خنده در اصل، زبان مشترک همهی انسانهاست که نیازی به هیچ نوع تعریف و تفسیری ندارد و تنها از حالت چهره و نوع خنده، همهی حالتهای درونی، قابل درک میباشد.
طبق آخرین توصیههای پزشکی، چنانچه بتوانیم هر روز چند دقیقه از ته دل بخندیم، بسیاری از بیماریها را از خود راندهایم. اسلام نیز خندیدن را امری مباح میانگارد تا جایی که پیامبر گرانقدر اسلام(ص) که خود ایشان از خوشروترین و خندهروترین افراد عصر خویش بودهاند، میفرمایند: «خیر و خوبی را نزد خوشرویان بجویید.»
خنده، فشار روحی را میزداید و سبب ترشح هورمونهایی میگردد که با نشاط و شادمانی مرتبط هستند. خندیدن، دستگاه دفاعی بدن را تقویت کرده و بدن را در مقابل سرطان و بیماریهای قلبی حفظ میکند، موجب کاهش هورمونهای عصبی «کورتیزول» و «اپینفرین» شده و سیستم ایمنی بدن را تقویت میکند.
روانشناسان عقیده دارند که خنده از ابتدای خلقت انسان، از نقش ارتباطی و اجتماعی برخوردار بوده است. آن هنگام که نوزاد میخندد، مادر سراپا مهر میورزد و محبت خالصانهاش را به او نثار میکند. این در حالی است که چنین خندهای، برای خود نوزاد معنا ندارد. وقتی کودک بزرگتر میشود، کمکم رضایتش را از طریق خنده نشانمیدهد و این خنده، همچون پاداشی ارزنده برای مادر تلقی شده و سبب میگردد به مراقبت خستگیناپذیر خود از کودک ادامه دهد.
بیشتر افراد، زندگی را بسیار جدی میگیرند اما آنانی که میخندند، سالمترند زیرا خندیدن، کمک میکند انسان، از فشار روانی برهد. هرچند خنده در ابتدا سبب افزایش ضربان قلب میگردد اما بهزودی بهمیزان چشمگیری، قلب آرام میگیرد و درنتیجه، فشارخون کاهش مییابد.
«نیل بهاری»، رئیس هیأتمدیره و مؤسس یکی از باشگاههای خنده در هند، به مدت چهارسال با سرطان ریه مبارزه میکرد و تمام پزشکان، کار او را موفقیتآمیز خواندند. پس از مدتی، دیگر اثری از این بیماری در او دیده نشد و توانست ثابت کند که: «خنده بر هر درد بیدرمان دواست».
برخی از سخنان مشاهیر جهان در باب اثرات سازندهی خنده و تبسم:
- تبسم، خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد، لحظهای بیش پایدار نیست ولی یادش در سراسر عمر پابرجاست. «دیل کارنگی»
- تبسم، دشمن را دوست میکند. «جرج نیکولا»
- سلامتبخشترین کار، خنده است. «کریستف هافلند»
- کسی که امروز خوب بخندد، فردا هم خوب خواهد خندید.«نیچه»
سالها قبل، «نورمن کازنیز» به یک سرطان دردآور و کشنده گرفتار شد. پزشکان درپی معاینهها و آزمایشهای فراوان، اعلام داشتند که او حداکثر تا 6ماه دیگر زنده است. درواقع امکان بهبودیاش، رقمی در حدود 2دهم درصد بود. او در آن لحظه، به گذشته و نگرانیها، افسردگیها و خشمهای متعدد در طول زندگیاش و اثرشان در بروز بیماری کنونیاش میاندیشید و از خود میپرسید چنانچه بیماری قادر باشد بهدنبال اندیشه و رفتار منفی پدیدآید و پیشرفت کند، پس آیا امکان دارد تندرستی هم از طریق مثبتاندیشی و مثبت عملکردن برگردد؟ کنجکاوی بهمنظور پیداکردن این پرسش، او را به آغاز تجربهای جدید جهت اثبات ادعایش وادار کرد.
ازجملهی مثبتترین اموری که «نورمن» کاملاً با آن آشنایی داشت، خنده بود. او همهی فیلمهای خندهداری را که میتوانست، تهیه و تماشا کرد. چندین داستان خندهدار را خواند و برای بیشتر خندیدن، از تمام دوستانش خواست تا هر زمانی که حرفی خندهدار میگویند یا میشنوند و یا دست به عملی خندهدار میزنند، فوری با او تماس گرفته و او را بخندانند و به اینترتیب، لبانش هیچگاه عاری از لبخند نبود. او قبلاً، چنان درد شدیدی به جانش مینشست که خواب شیرین را از دیدگانش میربود ولی پیمیبرد که هربار 10دقیقه از ته دل میخندد، تا چند ساعت، اثری از درد نمیماند بهگونهای که میتوانست بهراحتی و با آرامش بخوابد.
بدینگونه بود که «نورمن کازنیز» بهکلی بهبود یافت و تا 20سال بعد، زندگی پرثمر همراه با نشاط و تندرستیاش را تداوم بخشید. او تجربهها و سرگذشت خود را در کتاب «کالبدشناسی یک بیمار» بیان داشته و بهبودیاش را مرهون عشق به خانواده و دوستان، مثبتاندیشی و خندیدن زیاد میدانست.
خنده برای تعادل، آرامش، تندرستی و زندهبودن ضرورت دارد. زمانی که ما حال و روز خوشی نداریم، خنده به یاریمان میآید تا حال بهتری داشته باشیم و درصورتی که حال خوبی داریم، خنده کمک میکند وضع موجود را حفظ کنیم.
پس خندیدن را یک توصیهی پزشکی ممتاز برای حفظ تندرستی درنظر بگیرید و تا جایی که میتوانید، بخندید و اگر خندیدن را دوست ندارید، آن را همچون دارو بهکار بندید. از هر چیزی که شما را میخنداند، استفاده کنید: فیلم، کتاب، نشریه، موسیقی، لطیفه و دوستان خوشمشرب. با هر موضوع خندهداری روبهرو شدید، بخندید؛ زیاد، زیادتر، بلند و بلندتر. ممکن است در ابتدا اطرافیانتان فکر کنند شما کمی عجیب و غریب هستید ولی مطمئن باشید دیر یا زود، آنان هم به شما خواهند گروید. برخی بیماریها شاید مسری باشند ولی هیچچیز، مسریتر از خنده، این دوای هر درد بیدرمان نیست.
برخی تأثیرات خنده در زندگی
- در بهبود روابط انسانها مؤثر است، عمر را طولانی میکند و سن افراد را کمتر نشان میدهد.
- موجب خروج گاز دیاکسیدکربن از بدن شده و ایجاد جذابیت میکند.
- قدرت یادگیری را افزایش میدهد.
- نوعی تخلیهی روانی است و تنشها و احساسات سرکوبشده را رها میسازد.
- خندیدن، دویدن بدون تحرک است. خندیدن موجب میشود تا به دندانهایمان بیشتر توجه کنیم و در نظافت آنها بیشتر بکوشیم. - با خندیدن، تعداد دوستانمان بیشتر میگردد.
- خندیدن، چین و چروک صورت را از بین برده و بهترین کرم برای پوست صورت میباشد.
- نشانهی اعتمادبهنفس، سلامت روان و احساس امنیت است.
- خستگی را برطرف میسازد و چهره را زیباتر میکند. چهرهی خندان، پیوسته در ذهن میماند.
- خنده در برابر خشم، مانند آب روی آتش است.
چه کنیم تا خوشرو و خندهرو شویم؟
خوشخلقی و خندهرویی در زندگی روزمره را میتوان با تمرین روشهای زیر بهدست آورد:
- احساسهای منفی را به مثبت تبدیل کنیم.
- قدر چیزی را که داریم، بدانیم.
- با روحیهی دیگران کنار بیاییم.
- خود را با ساختار سازمانی یا نظام محیط کار، هماهنگ سازیم.
- در سازگاری روحیهی خود با محیط کار، ابتکار عمل بهخرج دهیم.
- از مباحثه، بهشدت دوری کنیم.
- توجه طرف مقابل را جلب نماییم.
- در شرایط نامعقول، به دیگران کمک کنیم.
- حالت تدافعیمان را کاهش دهیم.
- شادکامی را هدیهی الهی بدانیم.
تهیه شده توسط مجله شادکامی و موفقیت , ا. امیردیوانی
چگونه جوان بمانیم
چند راه ساده، که همه هم بستگی به انتخاب شخصی خود ما داره. و این ابتدای کاره. تا مرحله ای که فکر میکنیم: اصلاً چگونه دوباره جوان شویم؟؟! این بهترین قسمت کاره پر از شور و هیجان، تغییر و تحولات زیبا و برقراری ارتباط با خویشتن خویش. برای همگی درین راه و همهء راههای زندگی که حقیقتاً میتونه بجای سردرگمی و اندوه سرشار از شادی و عشق باشه، آرزوی موفقیت دارم. |
/td>
آرامش و نیازهای بشر
در روانشناسى، آرامش، یکى از شاخصهاى سلامتِ روانى شمرده مىشود. بر این اساس در برخى از آموزش های آرامش ، به عنوان یک فنِّ درمانگرى استفاده مىشود.
ایجاد آرامش در افرادِ روانْآزرده، یکى از اهداف مرحلهاى روانْدرمانگرهاست. از آنجا که اضطراب و افسردگى و هراس و انواع ترسهاىِ مرضى، مُخلّ سلامت روانى به شمار مىآیند و تا حدّ زیادى از کارآمدى آنان مىکاهند، لذا در شیوه ی روانْدرمانگرى، رفع اضطراب و تنیدگى و ایجاد آرامش روانى را هدف قرار مىدهند و مىکوشند با استفاده از شیوههاى مختلف، عوامل به وجود آورنده ی این نارسایىها را شناسایى و با آنها مقابله کنند و در جهت ایجاد تعادل در افراد، آرامش را بر آنان حاکم نمایند.
با توجه به اهمّیت نقش آرامش در زندگى انسان، در این نوشتار، به اختصار به تعریف آرامش، بررسى عوامل ایجاد آن، عوامل برهم زننده یا از بین برنده ی آرامش، آثار و پیامدهاى آرامش و عدم آرامش مىپردازیم.
آرامش، عبارت است از حالت اطمینان و سکون نفس، به طورى که در برابر رویدادهاى مختلف زندگى و حوادث ناگوار و شرایط سخت، متزلزل نشود و بتواند با خونسردى در فضاى روانى امن و آرامى با مشکلات روبهرو شود و راه حلّ مناسب و منطقى را بیابد و با بروز رفتار انطباقى متناسب، سازگارى لازم را کسب نموده، از این طریق، کارآمدى خود را در شرایط مختلف تأمین کند.
آثار و پیامدهاى آرامش
آرامش، داراى آثار و پیامدهاى مثبتى است که از جمله ی آنها مىتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف- تناسب رفتارهاى شخص با شرایط مختلف
منظور از رفتارهاى انطباقى، رفتارهایى است که حاکى از سطح سازشیافتگى فرد با هنجارهاى اجتماعى و در جهت تأمین سازگارى وى با این هنجارهاست. سازشیافتگى بهعنوان یکى از شاخصهاى بهره ی هوشى نیز به شمار مىآید و هرچه سطح سازشیافتگى بیشتر باشد و فرد، راحتتر بتواند با شرایط مختلف خود را سازگار کند، از سطح هوشى بالاترى برخوردار است.
هنگامى فرد مىتواند از توانایىهاى خود به طور بهینه استفاده کند، که به اصطلاح عامیانه دستپاچه نشود و به عبارت دیگر، آرامش به او حکمفرما باشد.
برخوردارى از آرامش روانى، عامل مهمّى براى تسهیل در پیش گرفتن رفتارهاى سازگارانه است. شاید همین اصل، منشأ این توصیه باشد که «باید در شرایط بحرانى به عنوان مهمترین نکته، آرامش و خونسردى خود را حفظ کرد»؛ چرا که به هنگام اضطراب و نبود آرامش، سیستم تصمیمگیرى و واکنش انسان، مختل مىشود و نمىتواند در آن شرایط:
1_درجه وخامت وخطرناکى شرایط را بهخوبى ارزیابى کند؛
2_به درستى دریابد که چه راههایى براى خروج از آن شرایط وجود دارد.
3- تصمیم بگیرد که چه کار کند؛
4- در مرحله ی آخر، کارى را که باید انجام دهد، به درستى انجام دهد.
ب- استفاده ی حداکثر از توانایىها و قابلیتهاى شخصى
هنگامى فرد مىتواند از توانایىهاى خود به طور بهینه استفاده کند، که به اصطلاح عامیانه دستپاچه نشود و به عبارت دیگر، آرامش به او حکمفرما باشد.
بسیار پیش مىآید که ما به یک قهرمان ورزشى و قابلیتها و توانایىهاى فنّىاش کاملاً مطمئنیم، ولى گاهى در صحنه ی رقابت نمىتواند از توانایىهاى خود، به خوبى استفاده کند. به طور مثال در فوتبال، یک مهاجم در موقعیت تک به تک با دروازهبان تیم مقابل قرار مىگیرد و در لحظهاى که تقریباً یقین داریم کار تمام است و گل خواهد زد، توپ را به سینه ی دروازهبان یا تیرِ دروازه و یا خارج از چارچوبِ دروازه مىزند و آه از نهاد همه بلند مىشود. اوّلین توضیحى که براى این موقعیت به ذهن مىآید، این است که او هُل و دستپاچه شده و نتوانسته در حالت خونسردى و آرامش، وظیفه ی خود را انجام دهد و کمتر ممکن است این حادثه را به عدم توانایى و عدم قابلیت فنى او نسبت دهیم. این مسئله از دید مربّیان فهیم و کارآزموده پنهان نبوده و نیست و شاید به همین خاطر باشد که امروزه در یک تیم ورزشى، در کنار مربّیان حرفهاى و کارآزموده و مربّى بدنساز و پزشک تیم و... یک روانشناس ورزیده و متخصّص نیز قرار مىدهند تا از نظر روانى نیز روى قهرمانان کار کنند و با استفاده از فنون آرامش آموزى(3)، تمرکز و... آنان را طورى آماده کنند که در لحظات حسّاس، آرامش خود را از دست ندهند و بتوانند از توانایىها و قابلیتهاى خود، حداکثر استفاده را بکنند.
ج- تصمیمگیرى مناسب در شرایط بحرانى و سخت
تصمیمگیرى مناسب، گذشته از اینکه یکى از مراحل بروز رفتار انطباقى است، به خودى خود نیز مهم و قابل بررسى است.
در زندگى روزمرّه ی همه ی ما لحظاتى پیش مىآید که ناگزیریم بین گزینههاى مختلف، انتخاب کنیم و تصمیم بگیریم که کدام را برگزینیم و کدام را کنار بگذاریم؛ از تصمیمى ساده در مورد این که امروز با تاکسى به مدرسه بروم یا با اتوبوس یا با دوچرخه یا پیاده، تا تصمیم در مورد مسائل مهمتر زندگى، مثل: انتخاب رشته ی تحصیلى، انتخاب شغل، ازدواج و انتخاب همسر، محل سکونت و...
اغلب در شرایط اضطرار و بحرانى، سیستم تصمیمگیرى انسان مختل مىشود و اگر فرد در این مورد، تمرین نکرده باشد و نتواند آرامش را بر وجود خویش حاکم کند، نمىتواند درست تصمیم بگیرد و چه بسا با دستپاچگى و عجله، راهى را انتخاب مىکند که اگر در شرایط آرامش مىبود، هرگز چنین انتخابى نمىکرد.
بنابراین یکى از آثار و پیامدهاى مثبت غلبه ی آرامش بر انسان، این است که مىتواند در فضایى آرام، به دور از تنش و دستپاچگى، تصمیمات مناسب و درستى بگیرد و بدون هُل شدن و عجله و با در نظر گرفتن جوانب هر قضیه، بهترین انتخابها را داشته باشد.
زندگی، شادی و آرامش و دیگر هیچ